خسته تر از آنیم

که به قولمان وفادار باشیم

خسته تر از آنیم

که به قولمان وفادار باشیم

خسته تر از آنیم

قسم به قلم و انچه...
ما نیز به قلم قسم میخوریم که کج نرویم
غیر از انچه سرنوشتم به پیش ببرد

جز خدا هیچ دگر

يكشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۰۹ ب.ظ

هرکس که رسد بر دل ما زخم زند و انوقت رود که دیگر نتوانم به گریستن یا مردن دهم جان

اینک که چنین متن کنم بر جگر گاغذ ها

اینکم خسته تر از انم که به سوگندی که خوردم بکنم من وفا

تلخی این همه زخم در انست که من ساده ترینم

و به خیال خودشان من به یاد نخواهم داشت این همه زخم را.

گفته بودم؟ گفتم بودم که شبی یار که به جانم عزیز تر بود از بر میخانه چشمم بگذشت؟

وای

چه دقایق که شیرین تر از جان بود

دل از من مهلتی چند بخواست که ز جا در برود و به معشوق رسد که منه ساده چنان زخم خوردم نتوانستم که دهم رخصتش

همان بس که به سوگند هاشان نکردند وفا.....

 

دیــــــ\نdiyan

diyan

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی