خسته تر از آنیم

که به قولمان وفادار باشیم

خسته تر از آنیم

که به قولمان وفادار باشیم

خسته تر از آنیم

قسم به قلم و انچه...
ما نیز به قلم قسم میخوریم که کج نرویم
غیر از انچه سرنوشتم به پیش ببرد

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

۰۶
بهمن


روزی لقمان صدای فرشتگان را شنید که به او گفتند:ایا میخواهی از سوی خدا روی زمین قضاوت کنی؟

لقمان گفت؟اگر خدا امر کرده باشد،تسلیم امر خدا هستم،زیرا خدا به من کمک میکند و او مرا از لغزش نجات میدهد،اما اگر در انتخاب ازاد هستم من سلامتی را میخواهم.

فرشتگان گفتند : چرا؟

لقمان گفت : قضاوت میان مردم خیلی سخت است و از طرفی نیز محاسبه ی الهی سخت و دقیق است ، زیرا از هر طرف ظلم به انسان رو می کند.قضاوت میان مردم ، اگر بر اساس حق باشد، بسیار خوب است زیرا انسان با این قضاوت صحیح سالم مانده  و نجات می یابد ، اما اگر در تشخیص حق اشتباه کرد، راه رسیدن به بهشت را نیز از دست میدهد. کسی که در دنیا ضعیف باشد کارش در اخرت اسان تر است. کسی که دنیا را برای اخرت انتخاب کند،هر دو را از دست میدهد و به بهشت هم نمیرسد.

فرشتکان الهی از درک و فهم لقمان تعجب کردند. فردا صبح که لقمان از خواب بیدار شد، قلبش از حکمت پر شده بود و خداوند قضاوت را به حضرت داوود (ع) داد.

فرشتگان الهی از لقمان پرسیدند: چرا پیغمبری را قبول نکردی ؟

گفت پیامبری مسؤلیت بزرگی دارد،می ترسم نتوانم در انجام ان رسالت موفق عمل کنم.

برگرفته از کتاب پند و اندرز لقمان حکیم از اقای علی صالحی....

۰۶
بهمن


لقمان برده ای سیاه چرده ای بود که در سودان به دنیا آمد.

او عمری طولانی 200 سال را تجربه کرده بود. و در نهایت در 200 سالگی در فلسطین در محله ای به نام (ایله) در گذشت و همان جا نیز دفن شد.قبر او هم اینک زیارتگاه است.

لقمان دارای ایمان قوی بود او مردی درستکار و پاکدامن بود که هیچگاه کار حرامی انجام نمی داد.

از گفتار و کردار زشت دوری میکرد.او ساعت ها در باره ی خداوند فکر میکرد و برای کسب درامد خیاطی ونجاری میکرد.

به دلیل پرهیز کاری و توجه زیاد به خدا وخلق از سوی خدا به او حکمت ارزانی کردید.

لقمان همچنان که خود از کار های حرام و گناه دوری میکرد از فرزندش نیز میخواست تا او نیز از گناه دوری کند و کار های شایسته انجام دهد...

علاوه بر این مردم را نیز به کار های خوب دعوت و از کار های زشت نهی میکرد.

بر گرفته از کتاب پند و اندرز لقمان حکیم. از اقای علی صالحی

بیاییم اگه بشه روزی پنج دقیقه کتاب بخوانیم.